مزرعه‌دار گفت: نمیشه که یه الاغ مرده رو به قرعه‌کشی گذاشت.

جک گفت: معلومه که میتونم. حالا ببین. فقط به کسی نمیگم که الاغ مرده است.

یک ماه بعد مزرعه‌دار جک رو دید و پرسید: از اون الاغ مرده چه خبر؟

جک گفت: به قرعه‌کشی گذاشتم. 500 تا بلیت دو دلاری فروختم و 998 دلار سود کردم.

مزرعه‌دار پرسید: هیچ کس هم شکایتی نکرد؟

جک گفت: فقط همونی که الاغ رو برده بود. من هم دو دلارش رو پس دادم.

 

 

همیشه در هر شکستی یک فرصت جهت بهره برداری هست.