
مسافر تنهایی
به گزارش وبلاگ خاش بیدار(مرجع شهرستان خاش)، مأمون در جریان سفر اجباری امام به سوی خراسان، امام رضا علیه السلام و جمعی از بزرگان آل ابیطالب را به اجبار از مدینه فراخواند و سرانجام، جمعی از علویان آن حضرت را همراهی کردند.(1)
البته این موضوع به معنای همراهی خاندان نزدیک امام نیست؛ بلکه متون روایی ما از نیامدن خانواده و فرزند امام گزارش می دهد. امام رضا علیه السلام به حسن بن علی وشّاء فرمودند: زمانی که می خواستم از مدینه خارج شوم، خانواده ی خود را جمع کردم و از آنان خواستم که برای من گریه کنند تا صدای آنان را بشنوم. سپس گفتم: من دیگر هرگز به میان خانواده ام برنخواهم گشت.(2)
در روایتی دیگر، امام به این نکته اشاره می فرمایند که 12 هزار دینار نیز در میان آن ها تقسیم کردم و می دانستم که دیگر نزد آن ها برنخواهم گشت.(3)
امام سپس دست فرزندشان، امام جواد علیه السلام را گرفتند و او را کنار قبر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آوردند. دست فرزند را روی دیوار قبر گذاشتند و او را به رسول خدا صلی الله علیه و آله سپردند. امام جواد علیه السلام نیز گفتند: ای پدر، به خداوند سوگند، تو به سوی خداوند می روی.
سپس حضرت رضا علیه السلام به همه ی وکلایشان توصیه فرمودند که مطیع امام جواد باشند و با او مخالفت نکنند و امامت او را نزد اصحاب مورد اطمینان خود متذکر شوند. سپس گفتند: بعد از وفاتم، او امام شماست. و در نهایت، امام از طریق بصره عازم خراسان شدند، همانطور که مأمون خواسته بود.(4)
1. کشف الغمه، ج3، ص65
2. عیون أخبارالرضا علیه السلام، ج2، ص218
3. إثبات الوصیه، ص204
4. همان
![]()
![]()
![]()
جانشینان پیامبر صلی الله علیه و آله
حضرت امام رضا علیه السلام از قول پدرانشان، از زبان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: خدایا جانشینان مرا رحمت کن – این جمله را سه بار فرمود- پرسیدند: ای پیامبر خدا! جانشینان تو کیانند؟ گفت: آنان که پس از من می آیند و احادیث و سنّت مرا نقل می کنند و به دست مردمان پس از من می رسانند.(1)
نشر علم و گسترش معارف دینی؛ از اساسی ترین کارها در آیین ماست. در آموزه های دینی هدف از بعثت پیامبران؛ تعالی انسان ها و رشد و بالندگی عقل های آن هاست. پیامبر ما خود را معلم معرفی کرده است: " من برای آموزشگری فرستاده شدم آنگاه که مبعوث گشتم...(2)
این سخن را پیامبر عزیز ما در زمانی مطرح کرد که روزی از خانه بیرون آمد و به سوی مسجد رفتند، در مسجد دو گروه از مسلمانان گرد آمده بودند؛ یک گروه در مورد مباحث علمی و معارف دینی گفتگو می کردند و گروه دوم به دعا خواندن و اعمال عبادی مشغول بودند. در این هنگام با دیدن این دو گروه؛ پیامبر فرمودند: هر دو مجلس نیک است. آن گروه خدا را می خوانند، و این گروه فرا می گیرند و به نادانان می آموزند. – اما در مجموع- این گروه (آموزگاران و آموزشگران) برترند؛ چون من برای آموزش برانگیخته شدم.(3)
تاریخ تمدن اسلامی نیز صفحات درخشانی است از علم و فرهنگ در همه ی زمینه های علوم و معارف. و تا مسلمانان به این هدف اصلی نزدیک بودند، و به عمق بخشیدن به علم و دانش خود می پرداختند، در جهان تمدنی برتر بودند، و از آن هنگام که از کاروان علم و معارف دینی فاصله گرفتند، و به ظاهرِ دینی دست یازیدند، و از ریشه ها و مبانی و اصول اساسی دین غافل گشتند، و نا آگاهی و نادانی در سراسر جامعه ها گسترش یافت؛ دوران واپس گرایی و سپس سلطه پذیری آنان آغاز گشت، و تا هم اکنون نیز در بسیاری از سرزمین های اسلامی ادامه دارد. تأکید فراوان قرآن کریم و ائمه ی اطهار علیهم السلام بر فراگیری قرآن، و تدبر در آن، و شناخت ژرفای آیات الهی، و درک محتوای احادیث، و دقت در احادیث و نه صرف نقل روایت ها، به جهت رشد آگاهیِ توده های مردم در جامعه ی اسلامی است.
پیامبرِ عزیزِ ما به علم آموزان و آنان که احادیث ائمه علیهم السلام را به دیگران می آموزند، و فقهِ دین را گسترش می دهند، بالاترین مقام را داده است؛ یعنی آنان را جانشینان خود معرفی کرده است. البته روشن است که این جانشینی به معنای جانشینی که ما برای ائمه علیهم السلام قائل هستیم، نیست.
1. بحارالأنوار، ج2، ص144؛ وسائل الشیعه، ج18، ص101
2. الحیاة، ج1، ص62
3. الحیاة، ج1، ص62