اختصاصی/میزان فاصله ی قلبهاورابطه آن با تن صدا
شاگردان هر کدام جوابهایى دادند امّا پاسخهاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلبهایشان ازیکدیگر فاصله میگیرد. آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است وآنها باید صدایشان را بلندتر کنند. سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفرعاشق همدیگر باشند چه اتفاقى میافتد؟ آنها سر هم داد نمیزنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت میکنند. چرا؟ چون قلبهایشان خیلى به هم نزدیک است. فاصله قلبهاشان بسیار کم است. ستاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى میافتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمیزنند و فقط در گوش هم نجوا میکنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر میشود. سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بینیاز میشوند و فقط به یکدیگر نگاه میکنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصلهاى بین قلبهاى آنها باقى نمانده باشد.
عشق خدا به انسان و عشق انسان به خدانیز چنین است. ... خدا حرف نمی زند اما همیشه صدایش را در همه وجودت می توانی حس کنی ... بین انسان و خدا هیچ فاصله ای نیست می توانی در اوج همه شلوغی ها بدون اینکه لب به سخن باز کنی با او حرف بزنی...راستی تا حالا چقدر با خدا حرف زدی؟ آا حرف زدنت با خدا با صدای بلند بوده یا آرام و بی صدا؟
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۵ ساعت 13:5 توسط خاش بيدار
|
××× مرجع و کانون وبلاگ نویسان فعال و برتر شهرستان خاش ×××