جامعه ،جرم ، مجرم
انحراف وتخلف از معیارهای پذیرفته شده ی جامعه، در تمام جوامعِ دنیا، امری قبیح وغیر قابل قبول است وحتی مرتکبینِ رفتارهایِ انحرافی با مجازات روبرو می شوند .اما باز هم شاهدِ بروزِ رفتارهایِ انحرافی از سوی افرادجامعه هستیم.

حال سؤال اساسی اینجاست که چرا افراد مرتکبِ اعمالِ خلافِ ارزشهایِ پذیرفته شده ی جامعه می شوند.امروزه بحث از انحرافات اجتماعی وجرم در جامعه ی بلوچستان دیگر آنقدر تکراری شده که نقل هر محفلی است. اما کمتر به دلایل وقوع آن می پردازند.
در بررسی موضوعِ انحرافاتِ اجتماعی وعلتِ بروزِ این پدیده ، جامعه شناسان نظرات مختلفی را ارائه نموده اند در میان نظراتِ ارائه شده ،نظرجامعه شناسِ معروف "رابرت کی مرتون " نظرم را به خود جلب کرد که بد نیست دیدگاهِ وی را با وضعیتِ موجود در بلوچستان تطبیق دهیم.
مرتون می گوید " زمانی که دستیابی به هدفهایِ تعریف شده و مورد قبولِ جامعه با وسایل و ابزارهای مشروعِ دستیابیِ به آن ، دور می شود، افراد برای دستیابی به این اهداف از وسایل نا مشروع استفاده می کنند که انحراف شکل می گیرد و جرم بوجود می آید."
به گواهی آمار وارقام اعلام شده، میزان وقوع جرم دراستان سیستان و بلوچستان در صدرِآمار کشور قرار دارد و این در صدر قرار گرفتن مربوط به یکی دو سال نیست بلکه سالیانی است که این یار نا میمون رفیقِ راهِ قهرناپذیرِ مردمِ این استان است.
باز هم براساس همین آمارها به سادگی می توان دریافت که جامعه یِ بلوچستان بالاترین رتبه بیسوادی را درکل کشور دارد واز سویی حضورِ سایه ی سیاه و شومِ فقر برسر این جامعه انکار ناپذیر است.
دنیا امروزه به مدد رسانه های ارتباطیِ مجازی از سویی و وسایل حمل ونقل فیزیکی از سویی دیگر ، به دهکده ی کوچکی تبدیل شده و سبک و نحوه ی زندگی مردم دنیا و امکانات و وسایل رفاهی که دارندبرای همدیگر کاملا شناسا است و از همین حیث دستیابی به انواعِ خاصی از امکانات و وسایل رفاهی به هدفهای مشترک جمعی تبدیل شده اند.
رسانه ملی مانیز همه روزه با پخش فیلم و سریال های مختلف ، همین موضوع را در سطح ملی دنبال می کندو سبک خاصی از زندگی را درخانواده ها ترویج می نماید ، که در این سبکها امکانات و لوازم و سطح خاصی از زندگی را به مردم می قبولاند یعنی هدفهای مشترکی را ترویج می کند.
در بررسی موضوعِ انحرافاتِ اجتماعی وعلتِ بروزِ این پدیده ، جامعه شناسان نظرات مختلفی را ارائه نموده اند در میان نظراتِ ارائه شده ،نظرجامعه شناسِ معروف "رابرت کی مرتون " نظرم را به خود جلب کرد که بد نیست دیدگاهِ وی را با وضعیتِ موجود در بلوچستان تطبیق دهیم.
مرتون می گوید " زمانی که دستیابی به هدفهایِ تعریف شده و مورد قبولِ جامعه با وسایل و ابزارهای مشروعِ دستیابیِ به آن ، دور می شود، افراد برای دستیابی به این اهداف از وسایل نا مشروع استفاده می کنند که انحراف شکل می گیرد و جرم بوجود می آید."
به گواهی آمار وارقام اعلام شده، میزان وقوع جرم دراستان سیستان و بلوچستان در صدرِآمار کشور قرار دارد و این در صدر قرار گرفتن مربوط به یکی دو سال نیست بلکه سالیانی است که این یار نا میمون رفیقِ راهِ قهرناپذیرِ مردمِ این استان است.
باز هم براساس همین آمارها به سادگی می توان دریافت که جامعه یِ بلوچستان بالاترین رتبه بیسوادی را درکل کشور دارد واز سویی حضورِ سایه ی سیاه و شومِ فقر برسر این جامعه انکار ناپذیر است.
دنیا امروزه به مدد رسانه های ارتباطیِ مجازی از سویی و وسایل حمل ونقل فیزیکی از سویی دیگر ، به دهکده ی کوچکی تبدیل شده و سبک و نحوه ی زندگی مردم دنیا و امکانات و وسایل رفاهی که دارندبرای همدیگر کاملا شناسا است و از همین حیث دستیابی به انواعِ خاصی از امکانات و وسایل رفاهی به هدفهای مشترک جمعی تبدیل شده اند.
رسانه ملی مانیز همه روزه با پخش فیلم و سریال های مختلف ، همین موضوع را در سطح ملی دنبال می کندو سبک خاصی از زندگی را درخانواده ها ترویج می نماید ، که در این سبکها امکانات و لوازم و سطح خاصی از زندگی را به مردم می قبولاند یعنی هدفهای مشترکی را ترویج می کند.
برای رسیدن به این اهداف تعیین شده از سوی اجتماع ، ازدو نوع سرمایه که سرمایه مادی وسرمایه انسانی است می توان بهره برد ؛ سرمایه مالی یا ثروت مادی تکلیفش مشخص است ، هم تعریفِ آن وهم راههایِ مشروعِ دستیابی به آن، آنقدر واضح است که نیازی به پرداختن به آن نیست. راه دیگر رسیدن به اهدافِ تعیین شده ، سرمایه انسانی است که ازطریق کسب تحصیلات واخذِ مدارک دانشگاهی و از سویی کسبِ مهارتهای فنی و علمی میسر است.
بجز این دو راه فرد برای رسیدن به اهدافِ تعیین شده یِ جامعه ، از راهِ میانبر (انحرافی) اقدام میکند واین یعنی وقوع انحراف وجرم در جامعه.
فشار اجتماعی برافراد جهتِ تحصیل و دستیابی به اهداف تعیین شده بسیار شدید تر از آن است که فرد بخواهد اهدافی غیر از اهداف تعیین شده را برگزیند وهماهنگ با وسایل وابزارهای مشروعی که در توان دارد اهداف دیگری برای زندگی اش تعریف کند. (مثلا قناعت پیشه کنند وصابر باشند).
حالا برای خواننده ی محترم بسیار ساده است که پیدا کند چرا در جامعه ی بلوچستان راه سومِ دستیابی به اهدافِ تعیین شده ی جامعه ، اینقدر" ره پو و ره پیما" دارد. در محیطی که آمار بیکاری ، آمار فقر ، سطح سواد اینگونه است ، اگر غیرِ این را مشاهده کنیم ، باید تعجب کنیم.
حالا یک سوال مطرح می شود و آن اینکه چرا همه ی کسانی که ابزارهای مشروع را در دست ندارند برای رسیدن به اهدافِ مشترکِ اجتماعی دست به اعمال انحرافی نمی زنند ؟ پر واضح است که عمل مجرمانه هزینه هایی دارد وهمچنین توانایی خاصی را می طلبد که هرکسی از عهده اش بر نمی آید بطور مثال می بینیم افرادی که دارای هیکل قوی تری دارند به اعمال مجرمانه وانحرافی بیشتری دست می زنند و همچنین همه ی افراد زمینه وشرایط یادگیری اعمال مجرمانه را ندارند؛ قرار گرفتن استان درخط مرزی و همسایگی دو کشور جنگ زده ودارای هرج و مرج فراوان و وجود افکارِ تند وانحرافیِ ایدؤلوژیکی در این کشورها ، همه و همه دست در دست هم داده اند تا اوضاعی پیش بیاید که شاهدش هستیم.
ازسویی آنهایی که نه توان کارهای خلاف دارند ونه ابزاری جهت رسیدن به اهداف تعیین شده سرخوردگی وافسردگی تقدیرشان است و بسیارمستعد روی آوردن به اعتیاد جهت به فراموشی سپردن ناکامی هایشان هستند.
فشار اجتماعی برافراد جهتِ تحصیل و دستیابی به اهداف تعیین شده بسیار شدید تر از آن است که فرد بخواهد اهدافی غیر از اهداف تعیین شده را برگزیند وهماهنگ با وسایل وابزارهای مشروعی که در توان دارد اهداف دیگری برای زندگی اش تعریف کند. (مثلا قناعت پیشه کنند وصابر باشند).
حالا برای خواننده ی محترم بسیار ساده است که پیدا کند چرا در جامعه ی بلوچستان راه سومِ دستیابی به اهدافِ تعیین شده ی جامعه ، اینقدر" ره پو و ره پیما" دارد. در محیطی که آمار بیکاری ، آمار فقر ، سطح سواد اینگونه است ، اگر غیرِ این را مشاهده کنیم ، باید تعجب کنیم.
حالا یک سوال مطرح می شود و آن اینکه چرا همه ی کسانی که ابزارهای مشروع را در دست ندارند برای رسیدن به اهدافِ مشترکِ اجتماعی دست به اعمال انحرافی نمی زنند ؟ پر واضح است که عمل مجرمانه هزینه هایی دارد وهمچنین توانایی خاصی را می طلبد که هرکسی از عهده اش بر نمی آید بطور مثال می بینیم افرادی که دارای هیکل قوی تری دارند به اعمال مجرمانه وانحرافی بیشتری دست می زنند و همچنین همه ی افراد زمینه وشرایط یادگیری اعمال مجرمانه را ندارند؛ قرار گرفتن استان درخط مرزی و همسایگی دو کشور جنگ زده ودارای هرج و مرج فراوان و وجود افکارِ تند وانحرافیِ ایدؤلوژیکی در این کشورها ، همه و همه دست در دست هم داده اند تا اوضاعی پیش بیاید که شاهدش هستیم.
ازسویی آنهایی که نه توان کارهای خلاف دارند ونه ابزاری جهت رسیدن به اهداف تعیین شده سرخوردگی وافسردگی تقدیرشان است و بسیارمستعد روی آوردن به اعتیاد جهت به فراموشی سپردن ناکامی هایشان هستند.

نگارنده به هیچ وجه قصد توجیه اعمالِ مجرمانه یِ افرادی که مرتکبِ جرم می شوند را ندارد وبرخورد با مجرمان و منحرفان را به حقوقدانان و قاضیان می سپارد ولی با نگاهی جامعه شناسانه به این قضیه پرداخته است که:
"افراد مجرمی که قربانیانِ زیادی را به جامعه تحمیل می کنند خود، قربانیِ شرایطِ اجتماعیِ شان هستند."
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:43 توسط خاش بيدار
|
××× مرجع و کانون وبلاگ نویسان فعال و برتر شهرستان خاش ×××