كوير صداقت
در کویر صداقت
تا اخرين بغض وجودم را شكستم
انديشه بود ونبودم را شكستم
باريدم وباريدم وروييدم از خود
انگيزه بد بيني ام را چيدم از خود
پايانمان آغاز بود اما صد افسوس
در منحني بسته اي گرديده محبوس
هر كس صداقت پيشگي را پيشه ميكرد
اول از انجام بدش انديشه مي كرد
آذر به دنبال خريداران ايمان
دل هم از اين وارنگي گرديده حيران
ديگر ابوذر در پي مستضعفان نيست
دست خدا هم بر سر جان بر كفان نيست
بوي دلار سكه دلهارا شكسته
زيبا ترين راهي كه ماداريم بسته
قارونيان ايمان مردم راخريدند
شيرازه ايمان را ازهم دريدند
تعويض ايمانها با يك سبد نان
ايمان خر ايمان بده خوشحال وخندان
اتش در اين وادي به جاي نور مانده است
جان حقيقت پيشگي مهجور مانده است
روح خدا با شورشي ما را تكان داد
قلب زمين واسمانها را تكان داد
دل در دل هم تا خدا پرواز كرديم
تا كهكشان عاشقي پر باز كرديم
در كربلاهاي وطن ايثار كرديم
دشمن ترين شيطانها را خوار كرديم
اما چه شد. ايمانيان ايمان بريدند
با كشتن ايمان به پول ونان رسيدند
جان شهيدان نردبان راه ما شد.
راه شهيدان بي شهيدان جابجا شد.
با حرمت عاشق چنان بازي نموديدم
در كوي بدنامي هم اعجازي نموديم
××× مرجع و کانون وبلاگ نویسان فعال و برتر شهرستان خاش ×××