مقایسه سبک زندگی اسلامی با سبک زندگی غرب
وقتي که از موضوعي مانند سبک زندگي صحبت مي کنيم، علي القاعده، از وجود شخصيتي ثابت و مستمر در مورد زندگي صحبت مي کنيم. به عبارتي داراي اين ذهنيت هستيم که زندگي، قاعدتاً داراي يکسري خصوصيات ثابت، مستقر و مستمر است که قابل تشخيص و تميز است. وقتي که از سبک هاي زندگي خاصي نظير سبک زندگي ايراني، غربي، اسلامي، عربي، سبک هاي زندگي گذشته، حال يا آينده، سخن مي گوييم، به اين معناست که سبک زندگي داراي شخصيت هاي متفاوتي است که مي توان از هم تشخيص داد.
مبناي طبقه بندي سبک هاي زندگي در دو دسته اصلي يا سبک زندگي اسلامي و غربي چيست؟
براي تشخيص علت تفاوت در سبک هاي زندگي بايد هسته مرکزي تشکيل دهنده آن را بررسي کنيم. در واقع بايد ببينيم آن هسته مرکزي چيست که به اين تفاوت سبک ها منجر شده است. چه چيزهايي در اين دو سبک با هم فرق مي کند؟ به اعتقاد من، اين تفاوت، ريشه در نوع نگاه به "انسان" دارد. نوع نگاه به انسان اين تفاوت ها را رقم مي زند، يعني اگر ما معماري متفاوتي داريم، خانه و خانواده، نظام تعليم و تربيت و سياست ورزي متفاوتي داريم، همه اين تفاوت ها ناشي از آن است که نوع نگاه ما به انسان متفاوت است.
تعريف انسان از منظر غربي ها چيست؟
غربي ها ۴ خصوصيت اصلي براي انسان قائلند. اولين خصوصيتي که غرب براي انسان قائل است و با تعريف ما متفاوت است، هدف زندگي است. در نگاه غربي هدف از زندگي، کسب لذت مادي است و بس. يعني در نگاه انساني که آن زندگي را ساخته، هدف اين است که انسان از زندگي مادي و دنيوي خود حداکثر لذت را ببرد. دومين خصوصيت آن انسان اين است که فرد است و جامعه براي او وجود حقيقي ندارد. جامعه، جمع جبري افراد است. يعني مجموعه افرادي است که تک تک در کنار هم زندگي مي کنند و هيچ ارتباط و امتزاجي بين شان نيست. خصوصيت سوم اين انسان، عقل اوست. به تعبير آنان، انسان عقلي دارد که اين عقل مي تواند اين فرد را به بهترين نحو به لذايذ زندگي اش برساند. ادعاي چهارمشان اين است که مي گويند اين انسان جهاني است. ادعايشان اين است که همه انسان ها در طول تاريخ همين
گونه اند. اين مبناي منطقي فلسفي، ضرورت جهاني سازي زندگي غربي را به وجود مي آورد. در ديدگاه آنان، همه انسان ها همين گونه اند و دير يا زود هم همين گونه مي شوند و مسئله تفاوت ميان خود و ديگران را تنها يک تأخير تاريخي مي دانند.
تحرک و پيشرفتي را که اسلام به جامعه بشري ارزاني داشت تنها مختص به پيروان خودش نبود بلکه شعاع و پرتو آن بقيه جهان را هم در برگرفت ويل دورانت مي گويد : (( دنياي اسلام در جهان مسيحي نفوذهاي گوناگون داشت اروپا از ديار اسلام غذاها ،شربت ها ، دارو، درمان،اسلحه و نشانه هاي خانوادگي و....فرا گرفت)) بدون شک سبک زندگي اسلامي يک سبک منحصربه فرد است که اگر توصيه هاي رهبر عزيز انقلاب در آسيب شناسي اين سبک مورد توجه قرار گيرد مي تواند الگوي مناسبي براي همه جهانيان و پيروان اديان ديگر نيز باشد. اسلام همانگونه که يک دين کامل از همه جهت مي باشد از لحاظ سبک زندگي نيز يک دين کامل است که اگر سبک زندگي غربي و معايب موجود در آن سبک با سبک اسلامي مقايسه شود به وضوح مشخص خواهد شد که سبک اسلامي چقدر جامع تر و بي نقص تر است . به اميد روزي که همه محققان و پژوهشگران و جامعه شناسان براي ترويج سبک زندگي اسلامي برخيزند و توصيه هاي رهبر معظم در باره اين مهم را به گوش جان بشنوند و براي اجراي آن لبيک گفته و همت گمارند . یكي از موضوعاتی که جا دارد مطرح شود و در مورد و پیرامون آن کتاب ها و مقالات زیادی نوشت،موضوعسبک زندگی اسلامیاست که همواره مورد توجه دین مبین اسلام ،پیامبر اکرم و پیشوایان دین بوده و هموارهمردم را به داشتن یک زندگی سالم و روشمند دعوت کرده اند، علما و بزرگان و اولياءالهی نیز در طول تاریخ تمام تلاششان برای ارائه یک الگو و سبک زندگی اسلامی بوده،چه در جنبه شخصی آن که خود همواره سعی داشته اند یک زندگی مبتنی بر آموزه های دینیداشته باشند و چه در جنبه های اجتماعی که سعی می کردند مردم را به این سمتسوق بدهند. و بدون اغراق می شود گفت سختی ها و خون دل خوردن هایی که علما و بزرگاندین در این راه داشته اند برای ارائه یک الگوی زندگی اسلامی بوده است.
××× مرجع و کانون وبلاگ نویسان فعال و برتر شهرستان خاش ×××