تهيه شده براساس ماده 35 قانون مصوب 28/10/1359 مجلس شوراي اسلامي «هدف از تشكيل واحد بسيج مستضعفين ايجاد توانايي هاي لازم در كليه افراد معتقد به قانون اساسي و اهداف انقلاب اسلامي به منظور دفاع از كشور، نظام جمهوري اسلامي و همچنين كمك به مردم هنگام بروز بلا و حوادث غيرمترقبه با هماهنگي مراجع ذي ربط مي باشند». ماده 36 قانون ياد شده وظايف بسيج را بدين شرح پيش بيني نموده است: 1. آموزش نظامي در حد توانايي دفاع از جمهوري اسلامي ايران و تماميت ارضي كشور. 2. تعليم و تربيت در زمينه هاي عقيدتي، سياسي و تخصص هاي مورد نياز. 3. سازماندهي اعضاء بسيج. 4. طرح هاي دفاعي با هماهنگي ساير ارگان هاي ذي ربط (ر.ك: حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، سيد محمد هاشمي، نشر دادگستر، چاپ پنجم، 1380، ج2، ص 355). بر اين اساس با توجه به اهداف و وظايف قانوني بسيج بايد در تبيين جايگاه بسيج در كشور به اين نكته توجه اساسي داشته باشيم كه بسيج يك نهاد چند جانبه است نه يك نهاد نظامي صرف، بلكه حتي مانند ساير نهادهاي نظامي رسمي هم نيست بلكه نهادي مردمي است فراتر از جايگاه نظامي كه در زمينه هاي مختلف، فرهنگي، عقيدتي، تربيتي و علمي نقش بسيار ارزنده اي مي تواند در آموزش جوانان و ساير اقشار و اصناف مختلف جامعه داشته باشد از اين رو با توجه به تمامي اين كارهايي كه مي توانيم از نهاد بسيج به عنوان يكي از عوامل جامعه پذيري جوانان و اقشار مختلف جامعه اسلاميمان نام برد كه موفقيت هاي بسيار زيادي نيز در زمينه هاي مذكور به دنبال داشته است؛ بررسي عملكرد بسيج در زمينه هاي مختلف دفاعي، علمي، فرهنگي، سازندگي و... از اول انقلاب تاكنون، به خوبي بيانگر اهميت و ضرورت اين نيروي مردمي براي جامعه اسلامي ماست به عنوان نمونه آيا پيروزي در مقابل توطئه هاي گوناگون استكبار جهاني و دشمنان ايران، از جنگ تحميلي گرفته تا ايجاد اغتشاش و ناامني در شهرها و... آيا بدون حضور نيروهاي مخلص و جان بر كف بسيج امكان پذير بود؟ آيا مي توان نقش بسيار مؤثري كه نيروهاي بسيج در تضمين بقا و تداوم انقلاب اسلامي داشته و دارند را منكر شد؟!! كينه و دشمن عميق مخالفان نظام اسلامي با بسيج به خوبي مؤيد اين موضوع است. آنچه كه گره هاي كور نظام را در مواقع حساس باز كرد ه است همين حضور مؤثر و تشكل يافته نيروهاي مردمي در قالب بسيج است. از سوي ديگر اگر مقايسه اي بين بودجه هاي هنگفتي كه در قسمت هاي مختلف دولت، مصرف مي شود با بودجه بسيار اندك بسيج داشته باشيم و دستاوردهاي هر كدام را نيز در نظر بگيريم، به خوبي مشخص مي شود كه بسيج يكي از نادرترين مراكزي است كه علي رغم تحميل هزينه هاي بسيار ناچيزي بر دولت، دستاوردهاي بسيار گران سنگي براي جامعه و نظام اسلامي داشته و دارد. به علاوه اگر بخواهيم كاركردهايي كه بسيج هم اكنون انجام مي دهد به تشكيلات نظامي كنوني بسپاريم و يا تشكيلات رسمي ديگري به وجود بياوريم هزينه هاي بسيار كلاني بر دولت تحميل مي كند، لذا برخي كشورها مانند چين برخي فعاليت هاي مشابه را به نيروهاي مردمي مي دهند. از اين رو ناديده گرفتن نقش و جايگاه حساس بسيج اقدامي غير منصفانه و در تنافي با مصالح جامعه، منافع ملي كشورمان و آرمان ها و اهداف والاي انقلاب اسلامي مي باشد . و نكته آخر اين كه در نظر گرفتن مزاياي ناچيزي به ازاء خدمات با ارزش نيروهاي بسيج، اقدامي خردمندانه و مطابق با آموزه هاي اسلامي بوده تا ضمن اجراي عدالت اجتماعي، ارزش گذاري، تشويق و تقدير از خدمات بسيجيان نيز باشد.

در رابطه با بسيج توجهتان را به دو مقاله زير جلب نيز مي كنيم:
مقاله اول: « بسيج ؛ سازمان يا فرهنگ؟ »
پيروزي انقلاب اسلامي از يك سو سبب خارج شدن ايران ازگستره پيوندهاي امنيتي- دفاعي با غرب، بخصوص آمريكا شد و از سوي ديگر شعارها و آرمانهاي انقلاب اسلامي ايران را به مقابله جدي با آمريكا كشانيد.
تسخير لانه جاسوسي آمريكا، نمايانگر عمق تنش بين ايران و آمريكا و تهديدهاي جدي اين كشور عليه انقلاب اسلامي بود. چنين شرايطي، ضرورت تعيين سياستهاي دفاعي مبتني بر توانمنديهاي بومي و درونزا را بيش از پيش آشكار ساخت.
امام خميني(ره) 27 روز پس از تسخير لانه جاسوسي، دستور تشكيل بسيج را صادر و فرمود: «مملكتي كه 20 ميليون جوان دارد، بايد 20 ميليون بسيجي داشته باشد.» از آن پس، اين سازمان انقلابي، در خنثي سازي تهديدهاي گوناگون در دفاع از انقلاب اسلامي مشاركت جدي داشت. برخي از اين تهديدها، عبارت بود از: غائله كردستان، ترورها و بمب گذاريهاي داخلي، بحرانهاي شهري، امنيت مراكز حساس كشور، امنيت مردم سراسر كشور، مقابله با هواپيما ربايي و بخصوص حضور مقتدرانه در مقابله با دشمن در طول هشت سال دفاع مقدس.
حضور بسيج در دفاع مقدس، باعث درخشش عالي ترين مضامين انساني و پرجاذبه ترين جلوه هاي هستي در بسيج شد. در دنيايي كه خودخواهي، خودپرستي، حرص و هواي نفس، اغلب حوادث آن را رقم مي زند، بسيج مظهر عشق و ايثار و فداكاري و گذشت و نگاه حكيمانه يك جوان به عالم وجود شد؛ جواناني كه نداي دلنشين تفكرشان مي تواند سبب نوميدي و قطع طمع دشمنان و جهانخواران از اين مملكت شود.از شركت فعال بسيج در دفاع مقدس، دو ميراث گرانبها براي نظام جمهوري اسلامي باقي ماند كه عبارتند از:
الف) نيروي سازمان يافته بسيج: اين نيرو، بهترين وسيله بازدارنده دشمن از وسوسه ايجاد تهديد عليه انقلاب اسلامي شده است. سازماني كه همچنان بالنده و پيشرو، ضامن امنيت انقلاب اسلامي و مردم در ابعاد مختلف است. بسيجي در اين ديدگاه، نيروي سازمان يافته، آزموده و آماده براي رويارويي با تهديدهاي نظامي و امنيتي است.
ب(فرهنگ و تفكر بسيجي: در سالهاي نخست پيروزي انقلاب اسلامي، عرصه سياسي- اجتماعي ايران، به ميدان رقابت گروههاي مختلف با گرايشهاي سوسياليستي، ليبراليستي و التقاطي براي سهم خواهي از قدرت و دستاوردهاي انقلاب اسلامي تبديل شده بود. با ورود آحاد مردم تحت عنوان بسيج به ميادين جهاد و شهادت، ارزشهاي معنوي و اخلاقي، خدامحوري، ايثار و عطر فرهنگ بسيجي، فضاي جامعه را معطر ساخت.
در اين نگاه، فرهنگ بسيجي، يعني ظهور عشق و علاقه خدمت به مردم و تلاش براي تحقق اهداف الهي انقلاب اسلامي و بسيجي، حامل فرهنگ خدمت خالصانه بود. بدون ترديد، همچنان كه بسيجي در خط مقدم دفاع از سرزمين و جان ومال مردم و بذل جان خويش، روسفيد بيرون آمد، اين توانايي را داشته و دارد كه هر كجا ضرورت پيدا كند، با حضور خويش، ضامن تداوم انقلاب شود.
ورود بسيجي به عرصه هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و علمي و بسط و گسترش فرهنگ بسيجي در اين فضاها، به معناي تحرك و عمل جدي و انقلابي است. اكنون، آشكارا آثار خلا ء فرهنگ و تفكر بسيجي در عرصه هاي مختلف قابل مشاهده است. براي ايجاد سرعت در پركردن اين خلا ءها و ايجاد بالندگي در عرصه هاي مختلف انقلاب، نكات زير قابل ذكر است:
1- باور به راهگشايي فرهنگ و تفكر بسيجي براي مشكلات و مسايل موجود
2- ايجاد عزم جدي براي تسري فرهنگ و تفكر بسيجي در عرصه هاي يادشده
3- توجه جدي مراكز علمي و پژوهشي به تدوين تاريخ دوران دفاع مقدس و نقش بسيج در آن
4- تبيين فرهنگ و تفكر بسيجي
5- آسيب شناسي عرصه هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و علمي در سطوح مديريتي و كارشناسي آنها با شاخصهاي فرهنگي و تفكر بسيجي.
( بسيج ؛ سازمان يا فرهنگ؟ ، دكتر حجت ا... ايزدي ، روزنامه قدس )
مقاله دوم : « بسيجي كيست؟ »
لباس بسيجي براي بعضي قامت ها خيلي بزرگ است. نمي شود لباس بسيجي را كوتاه كرد تا اندازه قامت بعضي ها شود. هركس مي خواهد بسيجي باشد بايد چنان بزرگ شود كه لباس بسيجي را پر كند
هر بسيجي يك روزي، يك جايي شهيد شده است، مطمئن باشيد. او شهيد شده است براساس فلسفه «موتوا، قبل ان تموتو!» كه توصيه اسلام است و بسياري از بسيجي هاي واقعي حالا در لباس ارتش يا سپاه، يا بسيج و يا ... يا حتي در پشت جبهه، اول شهيد مي شدند و بعد راهي جبهه مي شدند و يا در پشت جبهه، نقش انصار المجاهدين را برعهده مي گرفتند.
از اين روست كه بسيجي در عين اثبات برادري، ادعاي ارث و ميراث ندارد و در عين طلبكاري، خود را بدهكار مي داند و براي پرداخت بدهي هم حاضر است، جانش را وسط بگذارد و گاه آبرويش را. بسيجي يك كارنامه ٨ ساله دارد با نمره بيست. اما هرگز، عكس خود را با اين كارنامه چاپ نمي كند و نه براي خودش تبريك مي فرستد و نه اجازه مي دهد، ديگران برايش چنان كنند كه براي شاگرد ممتازها مي كنند.
بسيجي ريشه داشت. عميق تر از هر درختي، ريش عاريتي نمي گذاشت كه به نسيمي بر باد برود. بسيجي جنس اصل بود، ناب ناب ، خالص خالص. او با جنس مشابه هيچ خويشاوندي نداشت لذا بسيجي و فرهنگ بسيج داروي بي مشابه دردهاي اين كشور بود و هست هنوز! يعني هنوز هم كارها را بسيجي ها به پيش مي برند، بي نام، بي نشان اما در قامت يك پهلوان! شما فكر مي كنيد كار توليد سلول هاي بنيادي و موفقيت هاي پزشكي و علمي و ... جز از بسيجي ها ساخته است؟ باور كنيد نه. آن ها كه علم را به قله ها مي رسانند و كارهاي سخت را آسان مي كنند بسيجي اند حتي اگر هيچ كجا نامي از آنها ثبت نشده باشد.
بسيجي چفيه مي انداخت اما گاه سجاده اخلاصش بود و گاه سفره نانش و گاه حوله اش و زماني هم زخم بند خودش و هم سنگرش. گاه همين چفيه را بسيجي زخمي در دهان مي فشرد تا صدايش دشمن را هوشيار نكند، او محض ريا چفيه به گردن نمي انداخت حالا هم اگر چفيه برگردن داشته باشد، به مثابه افراشتن پرچم است در كنار پرچم حقي كه كاروان سالار انقلاب برافراشته است. بسيجي مي جنگيد، خوب هم مي جنگيد تا آخرين گلوله و تا پاي جان، اما همو وقتي كه دشمن را زخمي مي يافت از جان خود براي سلامتي او مايه مي گذاشت و با اهداي خون خود به سلامت او كمك مي كرد. جنگ او براساس قانون بود و ايثارش هم براساس قاعده مهر . او هرگز اسير را كتك نمي زد و... پس چگونه مي توانند بعضي ها اين نام ناز و اين فرهنگ ناب را به عملكردهاي افراطي و خشن خود بيالايند؟
بسيجي، در حوزه علم پرتلاش ترين است. پس آن كه به دنبال نمره و اخذ مدرك مي خواهد پشت خاكريز بسيج، سنگر بگيرد بسيجي نيست. بسيجي ها در جبهه هم با همه وجود درس مي خواندند و كم نيستند دانشمندان بسيجي كه در حوزه هاي مختلف مي درخشند. «من» در فرهنگ بسيجي جايي نداشت آن كه «من» بگويد و آن كه «من» خود را «ما» بخواند بسيجي نيست حتي اگر روزي هزار بار لباس بسيجي بپوشد!
بسيجي مهربان بود، اهل ايثار بود، اهل خير بود، جانش را مي داد تا حتي دشمنش زنده بماند، پس آن كه نامهرباني مي كند فزون مي طلبد، پا روي شانه ديگران و حتي سنگ قبر شهدا مي گذارد براي بالا رفتن بسيجي نيست. بسيجي اهل تكليف بود، تكليف ايستادن پاي حق و هزينه دادن اما آن كه احساس تكليف مي كند تا بي هزينه يا با هزينه ديگران پست ها را به دست آورد بسيجي نيست. بسيجي خاكريز دفاع از ايران واسلام و امام ولايت بود و جان مي داد تا يك وجب از خاك وطن زير گام بيگانه نماند. پس آن كه ايران را ، اسلام را، امام را، ولايت و رهبري را براي خود مي خواهد و پشت آنها سنگر مي گيرد دروغ گويي بيش نيست...
هركسي كه انزوا هم اختيار كند بسيجي نيست.بسيجي جانبازي است، با سرفه هاي خشك و چشمان تر و نگاهي نگران براي امروز و فرداي جامعه پس آنكه امروز و فردا را به حال خود رها كند،بسيجي نيست!
بسيجي ، عاشق انقلاب است، عشقش سرفرازي ايران است و هركس چنين است و براي اين تلاش مي كند بسيجي است.بسيجي، بزرگي است كه همه داشته هايش را به عرصه مي آورد و حتي از آبروي خود مي گذرد و پا به ميدان مي گذارد تا به فرموده رهبر فرزانه انقلاب فضيلت هاي انقلاب حفظ شود. بسيجي، هيچ گاه فوق العادگي وظيفه اش را در ترويج روحيه انساني از ياد نمي برد. بسيجيان اصحاب رسانه اند كه با همه ايمان خويش، هنر خود را در خدمت ترويج فرهنگ بسيجي قرار مي دهند و در هماوردي نرم با دشمن به شهادت و شهود مي انديشند.
بسيجي تا آخر مي ايستد و حرف آخر اينكه لباس بسيجي براي بعضي قامت ها خيلي بزرگ است. نمي شود لباس بسيجي را كوتاه كرد تا اندازه قامت بعضي ها شود. هركس مي خواهد بسيجي باشد بايد چنان بزرگ شود كه لباس بسيجي را پر كند. بسيجي يك روز، يك جايي شهيد شده است
( منبع : بسيجي كيست؟ ، روزنامه خراسان )