عقل ازنظرقرآن
«بل فعلهم کبیرهم هذا فاسالوهم ان کانوا ینطقون فرجعوا الی انفسهم فقالوا انکم انتم الظالمون»[i][1] یعنی بلکه بزرگ بتها آنها را شکسته است. اگر سخن می گویند، از آنها سوال کنید. بتپرستان به نفس خود مراجعه کرده پس گفتند که حقیقتا شما از ظالمان هستید.
ابراهیم علیه السلام با توبیخ آنها فرمود:
«أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكُمْ شَيْئًا وَلَا يَضُرُّكُمْ ... أَفَلَا تَعْقِلُونَ»[ii][2] «آیا غیر از خدا چیزی را که به شما نفع و ضرر نمی رساند، عبادت می کنید.... آیا نمی اندیشید؟»
قرآن کریم در آیات نورانی خود، کسانی که از عقل استفاده نکرده و در نتیجه کافر شدند را به گوسفندان تشبیه کرده و میفرماید:
«مثل الذين كفروا كمثل الذى ينعق بما لا يسمع الا دعاء و نداء صم بكم عمى فهم لا يعقلون»[iii][3]«مثل كسانى كه كافر شدند مثل آن چوپانى است كه بر گوسفندان خود نهيب مىزند و چيزهائى مىگويد كه گوسفندان نمىفهمند ندائى از او مىشنوند، كر و گنگ و كورند و در نتيجه راهى براى تعقل ندارند»
: «ان شر الدواب عند الله الصم البكم الذين لا يعقلون»[iv][5]
مرحوم علامه طباطبایی در مواجهه با این آیه یادآور میشود که تعقل نكردن این افراد براى اين است كه راهى به سوى تلقى حق و قبول آن ندارند، چون زبان و گوش ندارند، پس در حقيقت كر و لال هستند.
«و اذا قيل لهم اتبعوا ما انزل اللّه قالوا بل نتبع ما الفينا عليه آبائنا او لو كان آباؤ هم لا يعقلون شيئا و لا يهتدون»[v][8] یعنی و چون به ايشان گفته شود آنچه خدا نازل كرده پيروى كنيد مىـگويند: نه ، ما تنها آن را پيروى مى كنيم كه پدران خود را بر آن يافتيم آيا اگر پدران ايشان عقل نمى داشتند و هيچ چيز نمى فهميدند و راه به جائى نمى بردند باز هم پيروي شان مى كردند؟
قرآن کریم در آیات دیگری نیز تقلید کورکورانه را تقبیح کرده و میفرماید:
«و اذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل الله و الى الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا عليه آباءنا اولو كان آباوهم لا يعلمون شيا و لا يهتدون»[vi][10] «و زمانى كه به آنها گفته شد كه روى آوريد به آنچه خدا نازل كرده و به رسول ، گويند كافى است ما را روشى كه پدرانمان را بر آن يافتيم اگر چه پدرانشان چيزى نمى دانستند و هدايت نمى پذيرفتند.»
«ان فى خلق السموات و الارض و اختلاف اليل و النهار و الفلك التى تجرى فى البحر بما ينفع الناس و ما انزل اللّه من السماء من ماء فاءحيا به الارض بعد موتها و بث فيها من كل دابة و تصريف الرياح و السحاب المسخر بين السماء و الارض لايات لقوم يعقلون»[vii][12]
«به درستى كه در خلقت آسمانها و زمين و اختلاف شب و روز و كشتىها كه در دريا به سود مردم در جريان هستند و در آنچه كه خدا از آسمان نازل ميكند يعنى آن آبى كه با آن زمين را بعد از مردنش، زنده ميسازد و از هر نوع جنبنده در آن منتشر ميكند و گرداندن بادها و ابرهائي كه ميان آسمان و زمين مسخرند، نشانههایی است براى مردمى كه تعقل كنند»
خداوند متعال پیش از این آیه مسئله توحید را بیان کرده و فرموده است:
«الهکم اله واحد لا اله الا هو الرحمن الرحیم»[viii][13]
خداوند متعال پس از مطرح کردن این ادعا، با نزول آیه 164 سوره بقرة به اثبات این ادعا میپردازد.
.
شاید بتوان آیه مذکور را یکی از آیاتی دانست که اغلب نشانههای موجود در نظام هستی را معرفی کرده و انسان را به اندیشه و تعقل در آن، فراخوانده است. با وجود این خداوند متعال در دیگر آیات به طور جزئی نیز به برخی آیات و نشانههای خود در عالم هستی اشاره کرده و انسانها را به تعقل در آنها دعوت کرده است:
تعقل در زنده شدن زمین پس از مردن آن
:
«اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها قد بین لکم الایات لعلکم تعقلون»[ix][15]
«بدانید که همانا خداوند است که زمین را پس از مردنش، زنده میکند، خداوند نشانهها را برای شما روشن ساخت شاید شما اندیشه کنید»
«و اگر از ايشان بپرسى چه كسى از آسمان آبى چنان مى فرستد و زمين را بعد از مردنش زنده مى كند حتما خواهند گفت الله ، تو بگو الحمد لله ، اما بيشترشان تعقل نمى كنند»
«ينبت لكم به الزرع و الزيتون و النخيل و الاَعنب و من كل الثمرت اِن فى ذلك لاية لقوم يتفكرون»[xi][19]
«با آن (آب ) براى شما كشت و زيتون و نخل و انگور و همه گونه ميوه ها روياند كه در اين ، براى گروهى كه انديشه كنند عبرتها است»
«و من ثمرات النخيل و الاعناب تتخذون منه سكرا و رزقا حسنا اِن فى ذلك لاية لقوم يعقلون»[xii][20]
«از ميوه نخلها و انگورها به شما دادهايم كه از آن شراب گرفته و روزى نيكو گيريد كه در اين براى گروهى كه خردورزى كنند عبرتهاست»
اما همین میوههای متنوع و گوناگون در یک زمین و با یک آب آفریده شدهاند:
«و فى الارض قطع متجاورات و جنات من اعناب و زرع و نخيل صنوان و غير صنوان يسقى بماء واحد و نفضل بعضها على بعض فى الاكل ان فى ذلك لايات لقوم يعقلون»[xiii][21]
»در زمين ، قطعه هاى پهلوى هم هست و با باغهائى از انگور و كشت و نخل ، از يك بن و غير يك بن ، كه از يك آب سيراب مى شوند، و ما ميوه هاى بعضى از آنها را بر بعضى ديگر مزيت داده ايم ، كه در اينها براى گروهى كه تعقل كنند عبرتهاست.»
است. خداوند متعال در آیاتی اصل وجود شب و روز را از مصادیق رحمت و فضل خود دانسته است:
«و من رحمته جعل لكم الليل و النهار لتسكنوا فيه و لتبتغوا من فضله و لعلكم تشكرون»[xiv][23]
«او از رحمت خود براى شما شب و روز را قرار داد تا در يكى آرامش گرفته در ديگرى به جستجوى فضل خدا برخيزيد، چنين كرد تا شايد شكر بگذاريد»
«و سخر لکم اللیل و النهار و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره ان فی ذلک لایات لقوم یعقلون»[xv][25]
«و شب و روز را به خدمت شما گذاشت و خورشيد و ماه و ستارگان به فرمان وى در خدمت شما هستند كه در اين براى گروهى كه عقل خود را به كار برند عبرتهاست»
«هو الذی یحیی و یمیت و له اختلاف اللیل و النهار افلا تعقلون»[xvii][28]
«خداوند کسی است که زنده کرده و می میراند و اختلاف شب و روز برای اوست، آیا اندیشه نمی کنید؟»
«و قدر فيها اقواتها فى اربعة ايام سواء للسائلين»[xviii][29]
«و روزی آن را در چهار فصل تقدير کرد که براى درخواست کنندگان یکسان و مساوی است.»
اثبات شایستگی خداوند برای عبادت
«هو الّذى خلقكم من تراب ثم من نطفة ثم من علقة ثم يخرجكم طفلا ثم لتبلغوا اشدكم ثم لتكونوا شيوخا و منكم من يتوفى من قبل و لتبلغوا اجلا مسمى و لعلكم تعقلون»[xix][31]
«خدا همو است كه شما را از خاك و سـپس از نطفه و آنگاه از علقه بيافريد و آنگاه به صورت طفل شما را بيرون مى كند تا به حد بلوغ برسيد و بعد از آن پير و سالخورده گـرديد، ولى بعضى از شما قبل از رسيدن به پيرى مى ميريد و نيز بيرون مى كند تا به اجل معين خود برسيد و شايد تعقل كنيد»
اثبات قدرت خداوند در امکان مسخ کفار
«و من نعمره ننکسه فی الخلق افلا یعقلون»[xx][32]«و هر كه را عمر طولانى دهيم خلقتش را دگرگون مى كنيم آيا هنوز هم تعقل نمى كنند»
.
]
ند از:
1. مجرمان؛
«و امطرنا عليهم مطرا فانظر كيف كان عاقبه المجرمين»[xxi][34]
«و بارانى عجيب بر آنان ببارانديم ، بنگر تا عاقبت بدكاران چسان بود»
2. مفسدان؛
خداوند متعال پس از اشاره به سرنوشت فرعون می فرماید:
«فانظر کیف کان عاقبة المفسدین»[xxii][35]
«و تامل کن عاقبت مفسدان چه شد»
4. ظالمان؛
«فانظر کیف کان عاقبة الظالمین»[xxiii][36]
4. انکارکنندگان آیات الاهی؛
«فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبة المکذبین»[xxiv][37]
«پس در زمین سیر کنید، پس تامل کنید که عاقبت انکارکنندگان چه شد»
آنچه که به روشنی از این آیات به دست میآید این نکته است که تامل در این آیات در زندگی عملی انسان تاثیر فراوانی دارد، چرا که برای گرفتار نشدن به سرنوشت این افراد، بر خود لازم میبیند که از ظلم و فساد در زمین پرهیز کند.
«و ما ارسلنا من قبلك الا رجالا نوحى اليهم من اهل القرى افلم يسيروا فى الارض فينظروا كيف كان عاقبه الذين من قبلهم و لدار الاخرة خير للذين اتقوا افلا تعقلون»[xxv][38]
«پيش از تو نفرستاده ايم مگر مردانى از اهل دهكده ها را كه به آنها وحى مى كرده ايم چرا در اين سرزمين نمى گردند تا بنگرند سرانجام كسانى كه پيش از آنان بوده اند، چسان بوده است ؟ و سراى آخرت براى كسانى كه پرهيزگارى كرده اند بهتر است ، چرا تعقل نمى كنند؟»
4. تعقل در محال بودن شریک برای خداوند
«ضرب لكم مثلا من انفسكم هل لكم من مما ملكت ايمانكم من شركاء فى ما رزقناكم فانتم فيه سواء تخافونهم كخيفتكم انفسكم كذلك نفصل الايات لقوم يعقلون»[xxvi][40]
«براى شما از خود شما مثلى زده، آيا بردگان شما در آنچه كه از اموال به شما روزى كرده ايم هيچ فردى شريك شما هست بطورى كه آن برده و شما با هم برابر باشيد و احيانا شما از آن بردگان بترسيد كه مبادا در شركت تجاوز كنند آن طور كه از يك شريك آزاد مى ترسيد؟ اینگونه آيات را براى مردمى كه تعقل كنند توضيح مى دهيم»
«و اذا تتلى عليهم آياتنا بينات قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرآن غير هذا او بدله قل ما يكون لى ان ابدله من تلقاء نفسى ان اتبع الا ما يوحى الى انى اخاف ان عصيت ربى عذاب يوم عظيم»[xxvii][42]
«و چون آيات ما بر ايشان تلاوت مى شود با اينكه آياتى است روشن ، كسانى كه اميد ديدار ما را ندارند مى گويند: قرآنى ديگر براى ما بياور، و يا آن را عوض كن . بگو: اين به اختيار من نيست كه از پيش خود آن را عوض كنم، من پيروى نمى كنم مگر چيزى را كه به من وحى شده ، من مى ترسم كه اگر پروردگارم را نافرمانى كنم به عذاب روز عظيم قيامت گرفتار شوم»
؟
«قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم و لا ادريكم به فقد لبثت فيكم عمرا من قبله افلا تعقلون»[xxviii][43]
.«بگو اگر خدا مى خواست من اين آيات را بر شما تلاوت نمى كردم ، و شما را به مضامين آن آگاه نمى نمودم، چرا که پیش از این مدتی طولانی میان شما بودهام. با اين حال چرا تعقل نمى كنيد؟»
همچنین خداوند حکیم، در آیاتی بر این مطلب اصرار دارد که اصل قرآن کریم، قبل از نزول آن وجود داشته است:
«انا جعلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون و انه فی ام الکتاب لدینا علی حکیم»[xxix][44]
«همانا ما این کتاب را خواندنى عربى كرديم ، شايد تعقل كنيد و سوگـند كه اين قرآن قبلا در ام الكتاب نزد ما بود،
«انا انزلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون»[xxx][47]
«همانا ما قرآن را به صورت عربی نازل کردیم، شاید شما اندیشه کنید.»
«زين للناس حب الشهوات من النساء و البنين و القناطير المقنطرة من الذهب و الفضة و الخيل المسومة و الانعام و الحرث ذلك متاع الحيوة الدنيا و اللّه عنده حسن الماب»[xxxi][49]
«علاقه به شهوات يعنى زنان و فرزندان و گنجينه هاى پر از طلا و نقره و اسبان نشان دار و چارپايان و مزرعه ها علاقه اى است كه به وسوسه شيطان بيش از آن مقدار كه لازم است در دل مردم سر مى كشد با اينكه همه اينها وسيله زندگى موقت دنيا است ، و سرانجام نيك نزد خدا است»
همچنین قرآن کریم زندگانی دنیا را وسیله فریب انسانها معرفی کرده است:
«و ما الحیاة الدنیا الا متاع الغرور»[xxxii][50]«زندگی دنیا چیزی جز کالای فریب نیست»
خداوند در دیگر آیات، کسانی که به زندگی این دنیا رضایت داده و دست از آخرت کشیدهاند را سرزنش میکند:
«ارضيتم بالحيوه الدنيا من الاخره فما متع الحيوه الدنيا فى الاخره الا قليل»[xxxiii][51]
«آیا در مقابل آخرت به زندگی این دنیا راضی شدید، کالای زندگی این دنیا در مقابل آخرت اندک است».
خداوند حکیم در مواردی به مقایسه میان دنیا و آخرت اشاره دارد و انسان را به اندیشه و تعقل دعوت میکند:
«و ما الحيوة الدنيا الا لعب و لهو و للدار الآخرة خير للّذين يتّقون افلا تعقلون»[xxxiv][52]
«و زندگى دنيا جز لهو و لعب چيزى نيست و هر آينه خانه آخرت بهتر است براى كسانى كه تقوا را پيشه خود مى سازند آيا باز هم تعقل نمى كنيد»
«قل تعالوا اتل ما حرم ربكم عليكم الا تشركوا به شيا و بالولدين احسنا و لا تقتلوا اولادكم من املاق نحن نرزقكم و اياهم و لا تقربوا الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و لا تقتلوا النفس التى حرم الله الا بالحق ذلكم وصيكم به لعلكم تعقلون»[xxxv][55]
«بگو بياييد تا برايتان آنچه را كه پروردگارتان بر شما حرام كرد، بخوانم: هرگز به خدا شرک نورزید و با پدر و مادر به نيكى رفتار كنيد و فرزندان خويش را از بيم فقر مكشيد كه ما شما و ايشان را روزى مى دهيم و به كارهاى زشت آنچه عيان است و آنچه نهان است نزديك مشويد و نفسى را كه خدا كشتن آنرا حرام كرده جز به حق
[vi][10] . مائده/104. و نیزر.ک. اعراف/28، انبیاء/53، شعراء/74، لقمان/21، زخرف/22 و ... .
[xvi][27] . یونس/6، بقره/184، آل عمران/190، مومنون/80، نحل/12، اسراء/12، جاثیه/5.
[xxi][34] . اعراف/84 و نیز ر.ک. نمل/69
[xxii][35] . اعراف/103 و نیز ر.ک.اعراف/86، نمل/14
[xxiii][36] . یونس/39 و نیز ر.ک. قصص/40
××× مرجع و کانون وبلاگ نویسان فعال و برتر شهرستان خاش ×××