دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که ...
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که:ازکتاب ریاضی بدم می آید.اصلا" چراریاضی راکشف کردند؟دلم می خواهد به ریاضی بگویم که کتاب ریاضی شیرین نیست. من کتاب ریاضی را اصلا" دوست ندارم ودلم نمی خواهد ریاضی باشد.
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که:هیچ حرفی با توندارم.توخیلی تلخ هستی ویک ذره شیرینی هم نداری.تو اصلا" باعث سربلندی من نمی شوی ومن به خاطرتو همیشه سربه زیر هستم.بالاخره مختصر بگویم که ازتو خوشم نمی آید.
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که: ای ریاضی ما باتونه شب داریم ونه روز.ازتوتلخ تر درسی توی دنیا ندیدم.
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که: ریاضی خیلی شیرین است .وقتی بعضی ازمطالب رایاد نمی گیرم یاسرجلسه امتحان هستم ویادندارم، دلم می خواهد ریاضی راخفه کنم. اما ریاضی درکل خوب است.ما هرجا برویم ریاضی با مااست.به نظرمن خوش به حال کسانی که مؤلف ریاضی هستند.
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که: بهترین وبرترین درس ریاضی می باشد.من ریاضی رادوست دارم . چون دوست دارم ریاضیدان مهمی درآینده شوم.
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که: من تورادوست دارم.ولی کمی سخت هستی و آرزو می کنم که حجمت کم شود.
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که: ازتومتنفرم.توچه کارکردی که خودت رادردل معلم ما جاکردی؟خدا چکارت کند که شب ها کابوست رامی بینم.ازهرچه ضرب وتقسیم ومحورو...بدم می آید. دیگه ازدستت خسته شدم.
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که: دست ازسرمابردارد وبگذاردنفس راحتی بکشیم . البته نمی دانم معلم ما ازچی ریاضی خوشش آمده است.به نظرمن ریاضی شیرین نیست.
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که: ای ریاضی توشیرین هستی ولی فهم توبرای ما ششمی ها سخت است.ای کاش تو کمی آسان تربودی تا ما توراکمی بیش تردوست داشتیم.وقتی تورامی بینم باذوق وشوق تورا بازمی کنم ولی وقتی بازمی کنم با جیغ وداد ازدست توفرارمی کنم.دوستت هستم تا موقعی که بسته باشی . مراببخش کاش درپایه ششم وجودنداشتی.
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که: چه قدرسخت است ومن هیچ علاقه ای به این درس ندارم. وخیلی ازاین درس بدم می آیدو فقط همان درس های اولش خوب بود وبس.من درس هایش رابه خوبی یادنمی گیرم.
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که: من اول ازتو خوشم نمی آمد.وچون نمره ام کم شده بود هرچی حرف بد بود به توگفتم.اما الان خوشم می آید ولی بعضی ازقسمت های تو تلخ وسنگین است.
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که:ریاضی جان تو چرا این قدرشیرینی.من وقتی تو رامی خوانم وبه توجواب می دهم خوش مزه بودن تورا حس می کنم.بعضی وقت ها هم ازدست تو ناراحت می شوم چون تلخ می شوی ومن مجبورمی شوم که توراحل نکنم.اول سال ازتوبدم می آمد وحالا ازتوخوشم می آیدچون دیگرشیرین شدی ومن دوستت دارم. درست است که تو خیلی سختی ولی من با همه ی سختی هایت دوستت دارم.
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که: آقا یا خانم ریاضی امسال واقعا" سخت شده ای. البته تقصیرخودت نیست.همه ی درس های من خوب است به غیرازتو. ولی حس می کنم کمی شیرین هستی.
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که: من ریاضی راازهمه ی کتاب ها بیش تردوست دارم. می خواهم هیچ وقت ازریاضی دست نکشم ومی خواهم همیشه تمرین کنم.ریاضی مثل قند شیرین است ومن نمی خواهم که نمره ی من ازریاضی کم شود.من دوست دارم مثل معلمم به ریاضی علاقه داشته باشم.
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که: بعدازتعطیلات آسان ترشود و عید ما راخراب نکند. و یک کتاب جادویی شود که هروقت آن رابازمی کنم تمام نکات آن واردذهنم شود.واین راهم بگویم که ازریاضی خیلی خیلی بدم می آید چون سخت ترین کتاب دنیاست.
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که:چرااین قدرحجمت بالاست؟چراین قدرسختی؟ ولی خوبی های زیادی هم داری.من ازدست توهم ناراحت هستم وهم خوش حال.ناراحتم چون باعث کم شدن نمره ام می شوی وخوش حالم چون چیزهای جدیدی به ما یادمی دهی. کاش کمی ساده تربودی.
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که: ریاضی من تورادوست دارم ولی بعضی مواقع خیلی ازدستت عصبانی می شوم که دلم می خواهد تورا پاره کنم.
دلم می خواهد به کتاب ریاضی بگویم که:من ازریاضی بدم می آید .همین که کلاس ششم به ما رسید کتاب ریاضی سخت تروحجم آن بیش ترشد.من همین که ریاضی رامی بینم بدنم شروع به لرزیدن می کندودهانم بسته می شود.من ازریاضی بدم می آید.
××× مرجع و کانون وبلاگ نویسان فعال و برتر شهرستان خاش ×××